صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
مختصات: 32°39′26″N 51°40′39″E / 32.65722°N 51.6775°E / 32.65722; 51.6775 میدان بزرگ مستطیل شکلی در شهر اصفهان در کشور ایران است که توسط ساختمانهای دوره صفوی محصور شدهاست. اگرچه نقش جهان پیشینهای کهنتر از دوران صفوی دارد، ولی میدان نقش جهان به شکل امروزین، در دوره سلطنت شاه عباس صفوی پایهگذاری شدهاست.

ادامه مطلب
مسجد، محل برگزارى نماز جماعت و جمعه بود و لذا واژه «جامع» نیز براى این مکان به کار برده شد. بنابراین کلمه «جامع» که از «جمع» و «جماعت» مشتق شده، مرادف بود با مسجد. در واقع، «جامع» مسجد بزرگى بود که در آن نماز جماعت برپا میشد. عدهای معتقدند که «محل عبادت مسلمانان از همان اوایل اسلام، مسجد نامیده میشد. اما با نشر اسلام و بیشتر شدن تعداد مسلمانان، تعداد مساجد نیز زیاد شد. بزرگترین مسجد هر شهر و ناحیه، مسجد جامع آن شهر نامیده میشد». [29] از آنجا که بناى مسجد در معمارى اسلامى مرکزیت داشت، رشد و توسعة شهرها از این ناحیه آغاز شد و شهرسازى حول و حوش محور مسجد گسترش یافت و روزبروز شمار مسلمانان افزوده میشد، لذا شهرها بسرعت گسترش یافتند و بر تعداد مساجد نیز اضافه شد و مسجد جامع در میان مساجد یک شهر داراى ویژگیهاى خاصى بود. در اینجا بود که نماز جمعه برگزار میشد، امور مذهبی، وعظ و خطابه صورت میگرفت، خطبه به نام حاکم شرع و خلیفه اسلام خوانده میشد و در واقع مسجد، محلى براى تجمع عظیم مذهبی، سیاسی، اقتصادى و فرهنگى بود که مسلمانان در این اجتماعات بزرگ به بحث و گفتگو و تبادل آراء راجع به مسائل مختلف میپرداختند و این خود نشانگر در هم آمیختگى دین و دنیا، معاش و معاد و مسائل خود و جامعه بود که بین آنان فاصله و جدایى وجود نداشت و چنین است که شکلگیرى هنر اصیل اسلامی، در معمارى مساجد تبلور مییابد و حکایت از ارتباط تنگاتنگ و درهم تنیده دین با تمامى شئونات فردى و اجتماعى دارد، در کشف الاسرار در توضیح آیه زیر از قول ابن عباس آمده که: «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال» [30] «مساجد خانههاى خدا در زمین است. همان طورى که ستارگان براى اهل زمین میدرخشند، مساجد نیز براى ملکوتیان نورافشانى میکنند».
ادامه مطلب
تمدن اسلامى از عناصر مادى و معنوى متعالى تشکیل شده است که از شاخصترین این عناصر معماری آن است که به نحو بیسابقهاى در بناى مساجد تبلور یافته است مکانى دینی، سیاسی، اجتماعی، آموزشى و... است که کارکردهاى گوناگونش، آن را از دیگر نیایشگاههایى چون کلیسا، کنیسه و ... جدا و ممتاز میسازد.
ادامه مطلب
واژه محراب در کتابهاى لغت،به معنى «شریفترین جاى نشیمن» و «شریفترین جاى مسجد» آمده است. همچنین به معانی- صدر مجلس، بهترین جاى خانه، بیشهاى که ماواى شیر باشد و دلیر در جنگ هم آمده!
در معمارى اسلامى محراب تورفتگى وسط دیوار شبستان است که در جهت مکه واقع شده است و قبله را نشان میدهد. امام جماعت در آنجا میایستد و نمازگزاران پشت سر او به تبعیت از او رو به قبله نماز میگزارند. این عنصر معمارى از زمان ولیدبنعبدالملک خلیفة اموى به بناى مسجد الحاق شد. محراب احتمالاً از دورههاى قبل از اسلام وجود داشته و جهت نیایش مؤمنان بوده است، چنانچه در قرآن آمده که حضرت مریم (س) در محراب به عبادت خدا میپرداخت. «براى دریافت مظهریت محراب در آداب نیایش اسلامی باید ریشة آن را در قرآن کریم یافت. این واژه به تنهایى به مفهوم «پناهگاه» است. قرآن مجید بویژه این واژه را در توصیف نهانگاهى در معبد اورشلیم آورده است که در آن مریم عذرا براى انزوا گرفتن و دعا درآمد، و فرشتگان به او روزى میرسانیدند».
ادامه مطلب
از دیگر عناصر معمارى مسجد، گنبد است.در ایران از دوره ساسانى با بناهاى گنبدوار بسیارى مواجهیم، مانند بناى قلعه دختر و کاخ اردشیر در فیروز آباد فارس. گنبدها در ابتدا به صورت طاقهاى با قوس نیمدایره بودند، بعدها قوس با چرخیدن کامل گرد محور عمودى خود از نیم دایره به دایرة کامل تغییر شکل داد و بدین گونه گنبد موجودیت یافت.
ادامه مطلب
پایه و اساس هنر دینی، تمثیلگرایى است، بویژه در هنر اسلامى و با استفاده از قرآن که سرشار از رمز و رازهاى معنوى است و به نحوى موجز و عالى حقایق را بیان میدارد و همچنین وجود احادیث معتبر و در نهایت عرفان اسلامی، که همة اینها منشأ ظهور و بروز انواع هنرها بوده است و عینیت بخشیدن به مفاهیم عالى اسلامی، کارى است بزرگ که باعث دگرگونى کیفى محیط بیرونى شده است. هنر اسلامی، هنر تفکر و تأمل و کشف و شهود است و لذا هر عنصری، تزیینی، یا ساخت معماریى در آن داراى مفهومى عمیق و ریشهدار است که به راحتى از کنار آنها نمیتوان گذشت.
ادامه مطلب
یکی دیگر از تزیینات زیباى هنر اسلامی، مقرنسهاست. مقرنس نیز علاوه بر عنصرى تزیینی، عامل فنى در معمارى به شمار میرود. مقرنسها در معمارى اسلامى براى اولین بار در گوشهها و زاویههاى گنبدها به کار گرفته شدند. در آغاز وقتى خواستند بناى عظیم گنبدها را برپا کنند، نیاز به عوامل فنى داشتند تا مانع ریزش سقف سنگین گنبد شوند. چنانچه گنبدهاى دورة ساسانى به دلیل عدم ایستایى لازم، فرو ریختند. معماران اسلامی، چنانچه ذکر گردید، با استفاده از سقفهاى گنبدى و به طور کلى با اقتباس از معمارى گذشته، دست به نوآوریهاى تکنیکى و هنرى منحصر به فردى زدند که در نوع خود در جهان معمارى بینظیر بود. آنها سقف گنبد را که در دورة ساسانى بر روى پایه مربعى بنا شده بود، به پایههاى شش ضلعى و هشت ضلعى تقسیم کردند و سرانجام گنبد را بر پایه هشت ضلعى بنا نهادند، لذا فشارهاى وارده از سقف گنبدى که به گوشههای جانبى هشتگانه منتقل میشد، مانع از ریزش گنبد شد. این اضلاع هشتگانه به صورت مثلثهاى کوچکى نمایان شدند که جنبه تزیینى نیز یافتند. سپس در مراحل بعدى با استفاده از مصالح انعطافپذیرى چون گچ، هنر مقرنسکارى گسترش پیدا کرد.
ادامه مطلب
یکی از قسمتهاى الحاقى به نقشه اصلى مسجد، بناى مرتفع مناره است و از این قسمت مسجد است که صداى اذان مؤذن در سطحى وسیع به گوش مسلمانان میرسد و آنان را براى انجام فریضة مقدس نماز دعوت میکند.
مناره در لغت به معنى جاى نور است. و در اصل بنایى باریک و بلند بوده که در وسط جادهها و راهها به عنوان میل راهنما احداث میشده است و به علت اینکه برفراز آن آتش روشن میکردند تا رهگذران در شب دچار مشکل نشوند، به آن مناره یا محل نور میگفتند.
مناره بنایى است که قبل از اسلام نیز وجود داشته است. اگرچه تاکنون تعداد کمى از آنها باقى مانده اما شواهد نشان میدهد که مناره یا میل براى هدایت و راهنمایی کاروانیان، در جادهها، در پیش از اسلام ساخته میشده است. قدیمیترین مناره باقی مانده، میل نورآباد معروف به میل اژدهاست که متعلق به دورة اشکانى است و در استان فارس قرار گرفته است. ارتفاع این میل حدود 7 متر، و بناى آن توسط سنگهاى تراش خورده سفید ساخته شده است. این برج در درون، داراى پلکانى است و بر بالاى آن آتشدان سنگى قرار داشته است. منار دیگر، میل فیروزآباد است که اکنون در شهر باستانى فیروزآباد فارس به صورت مخروبه به جا مانده است. ارتفاع این میل در گذشته بیش از 30 متر بوده و اکنون تنها 26 متر آن برجا است.
ادامه مطلب
چیست این سقف بلند سادة بسیار نقش زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست.
یکی از دیگر زیباییهاى شگفتانگیز معمارى اسلامی، تزیینات آن است که به صورتهاى مختلف در جاى جاى بناهاى اسلامى و متناسب با آن به کار رفته است. یعنى تزیینات اسلامی علاوه بر آرایش و زیبایى بنا، در استحکام و رنگآمیزى آن نیز نقشى مهم ایفا میکند. بنابراین «هنرهاى تزیینى به آن دسته از هنر گفته میشود که غیر از مشخصات خاص، از نظر نقوش و رنگآمیزى مفید فایدهاى هم باشد». [44] تزیین به منزله آرایشى است که بناى معمارى را دلپذیرتر مینمایاند و یا به غناى یک اثر میافزاید. همچنانکه عالم خلقت یکنواخت نیست و از تنوع و گوناگونیهاى زیادی برخوردار است. معمارى اسلامى هم به گونهاى نمادین، اشاره به خلقت و جهان هستی دارد که خود سرشار از دگرگونى است. تزیین به مانند زیر و بمهاى نگارین کنایهآمیزی از عالم خلقت و داراى بعد زیبا شناختى غنى است. هنر اسلامى در این مورد بر دیگر هنرها برترى دارد.
ادامه مطلب
معماری در هنر اسلامی، جایگاه ویژهاى دارد، و تجلى انوار حق که در عالم هستى و کاینات به ظهور رسیده، توسط هنرمند مسلمان در معمارى پر معناى خود متبلور شده است. معماران اسلامى با نیت نزدیکى به محبوب و قرب در جوار حضرت دوست کوشیدهاند تا روح معنویت اسلامى را در بناهاى خود نمایش دهند و در تکتک اجزاى آن مظاهر الهى را به نمایش بگذراند و بدین جهت است که نقشة بنا و تزیینات آن از قبیل حیاط بزرگ با حوضى در وسط آن، شبستانها، محراب و نیز گچبری، کاشیکاری، آجر چینی، آینهکاری، وجود طاق و گنبد، محراب و منبر همه و همه مجموعهاى متحد و مطابق با تفکر الهى است. فضایى که امکان دورى از آلودگى و رهایى از قید و بندهاى دنیوى و تسلیم و عبودیت را در آستانة دیدار مهیا میسازد.
حسن روى تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه عکس مى و نقش نگارین که نمود
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
یک فروغ رخ ساقى است که در جام افتاد
ادامه مطلب
این دوره را باید دوره افول معماری ایران به شمار آورد چرا که در مقایسه با ابنیه بسیار زیبای دوره صفوی ، بنایی که بتواند با آن برابری کند ، ساخته نشد. برجسته ترین ابنیه این دوره متعلق به فتحعلی شاه است که خود تقلیدی از ابنیه صفوی است و اکثر تزئینات مهم از هنر اروپایی اقتباس شده است .
مسجد و مدرسه سپهسالار(شهیدمطهری)
یکی از عمارت های معروف تاریخی تهران است که توسط میرزا حسین خان سپهسالار ساخته و وقف شده است . اولین کلنگ آن درسال 1296ق زده شد . حیاط مسجد توسط 62حجره ای که جهت سکونت طلاب ساخته شده ، از چهار جهت محصور شده است . در سردر هر یک از حجره ها طرحی بدیع و مجزا از یکدیگر با مقرنس کاری زیبا تزئین یافته است. در اصلی بسیار بزرگ، دو لَتی و فلزی است ودر قسمت بیرونی با کاشی کاری های معرق و مقرنس کاری زیبایی تزئین شده لست. گنبد اصلی عمارت بر روی شبستان تابستانی و تماماً از بیرون و درون کاشی کاری می باشد. کل ساختمان دارای 8 مناره است که تماماً با کاشیکاری تزئین شده است .

ادامه مطلب
بناهای این دوره باز هم دارای طرح کلی چهار ایوانی است البته به ساخت ایوان های عظیم با ابعاد بزرگ توجه بسیار شده است. در ابنیه مذهبی کاشی های لعاب دار، معرق و هفت رنگ در تزیین دیواره های خارجی و داخلی بنا ، طاق ها، مناره ها، گنبدها و محراب ها استفاده شده است. کتیبه های نسخ و ثلث سفید و درخشان، در طاقچه ها به کاتر رفته و نور ورودی از طریق پنجره های تعبیه شده در ساقه گنبد حالتی روحانی به فضا می بخشد. در بناهای ییلاقی تزئینات چوبی نقش اصلی را به عهده داشته و بر روی آن تذهیب کاری و نقاشی های لاکی استفاده شده است. از نمونه های معماری این دوره می توان بهمسجد شاه اصفهانکه توسط شاه عباس ساخته شده و اوج ساختمان سازی در اصفهان به شمار می آید اشاره کرد. این مسجد دارای ابتکارات و نوآوری هایی در هنر معماری است ، سردر ورودی آن در مرکز ضلع جنوب میدان(نقش جهان) قرار دارد، ولی خود مسجد با زاویه ای روبه قبله ساخته شده است ، معماران این تغییر زاویه مسجد را به قدری استادانه و با موفقیت اجرا کرده اند که در قسمت ورودی مسجد کسی به وجود چنین زاویه ای پی نمی برد و نمای عمومی آن از سمت میدان ناموزون به نظر نمی رسد.مساجد در این دوره همچنان با طرح چهار ایوانی و گنبدهای بزرگی که به اوج کمال رسیده اند، ساخته شده است .

ادامه مطلب
نمونه ابنیه مذهبی این دورهمسجد مظفریه یا کبود تبریز است که در نوع خود ممتاز بوده و هم اکنون در حال مرمت است. حیاط مرکزی کاملاً سرپوشیده و دارای گنبد است. نماهای داخلی و خارجی آن به ظریف ترین کاشی های ایران مزین شده است. قاب های مختلف و هماهنگ دارای رنگ های مختلف به همراه آبی روشن و در برخی قسمت ها با روکش طلا ست.

بناها در این دوره بازهم بر پایه شکل ها و ساختمان های دوره سلجوقی استوار است. ولی در سایه تسلط مغولان ، مقیاس و عظمت تازه ایی یافته و در تزئینات بنا توجه بسیار مبذول شده است. بناها اغلب چهار ایوانی با ایوان های بلند و سردرهای مزین به مقرنس کاری های بسیار زیباست و تزئینات عمدتاً شامل کاشی کاری های زیبا و باشکوه و معرق و هفت رنگ است ، گنبدهای پیازی شکل و شیاردار از ویژگی های بناهای خاص دوره تیموریان است . معماری این دوره را می توان کمال کاربری رنگ در معماری دانست که نمونه های آن را می توان در کتیبه های کوفی، نسخ و ثلث به رنگ طلایی در زمینه کاشی های آبی مشاهده کرد . از مساجد نمونه و بسیار معروف این دوره می توانمسجد گوهرشاد را نام برد . بی اغراق اوج هنر و تکنیک کاشیکاری این دوره و ایران را می توان در این بنا مشاهده کرد . در این بنا مناره در جوار ساختمان قرار دارد ، پیش از این مناره ها برفراز دیوارها قرار داشتند و این سبک(مناره جدا از ساختمان) احتمالاً از سبک معماری هند اقتباس شده است.


در این دوره انواع ساختمان ها ، حالت سنتی و سبک سلجوقی خودرا حفظ کرده، ولی مغولان برای نمایش قدرت خود به ساخت بناهای عظیم با گنبدهای بسیار بزرگ و برج های بلند روی آوردند و برای افزایش هیبت بنا ، نماهای ساختمان را با قاب های باریک و بلند وهلال های نوک تیز آراستند . در این زمان استفاده از تزیینات آجر لعابدار و بدون لعاب ، قطعات گچ و آجر در موزاییک ، کاشی های آبی رنگ با نقش های زیبای گل و بوته ، کتیبه های زیبای کوفی و نسخ با نوارهای تزیینی ونازک گچبری به صورت بندکشی رواج داشت . از بناهای مذهبی و مساجد این دوره می توان ازمسجد جمعه ورامین نام برد. این مسجد مانند مسجد زوره بر اساس طرح کلی چهارایوانی ساخته شده و برخلاف دیگر مساجد ایران سردر کوتاهی دارد آنچنان که کل ساختمان در سیطره گنبد بزرگ بالای حجره ی جلوی محراب قرار گرفته است . طرح داخلی این مسجد نشانه پیشرفت معماری نسبت به قرون قبل است که احساس خاصی از ارتفاع را در بیننده ایجاد می کند . دیوارهای جانبی با روزنه هایی جهت ورود نور، مشبک شده اند . تزئینات محراب با تصاویر گل های کاملاً شکفته تزیین شده است. سردر ورودی و ایوان قبله دارای نیم گنبدهایی بر فراز طاق های مقرنس کاری شده و مزین به آجرهای لعابدار آبی رنگ است که مشخصه عمده تزئینات این دوران به شمارمی رود.

ویژگی معماری این دوره را به اختصار می توان موقر ، نیرومند و دارای ساختاری زیبا توصیف کرد . در این دوره با وجود فاصله زمانی نزدیک به چهار قرن با ایران باستان باز هم می توان طرح کلی چهارایوانی ساسانی را مشاهده کرد . طرح مساجد و مدارس این دوره اکثراً چهارایوانی با طاقنماهای دیواری است ، ایجاد گنبدهای عظیم بر روی گوشواره در مساجد از دیگر ویژگی های مساجد این دوره است و در تمام ابنیه این دوره سردر اهمیت به سزایی دارد. بناها آجری و تزیینات آن شامل خطوط و نقوش هندی به صورت مهر در آجر، گچبری ، کاشی ساده معرق و کتیبه هایی به خط کوفی و نسخ است . از جمله مساجد به جای مانده از این دوره می توان بهمسجد جمعه اردستان ومسجد جمعه زوره اشاره کرد .
مسجد جمعه اردستان
در قرن ششم ساخته شده است ، طاق ایوان ، مزین به گچبری زیبای مشبک با نقش برگ نخلی است که به آن وجهه ی بی نظیری داده است . محراب و گچبری های آن در این مسجد در دوره ایلخانان مغول بازسازی شده است .

ادامه مطلب

ویژگی های معماری این دوره شبیه معماری ساسانی ( پیش از اسلام ) بوده و ابنیه مذهبی این دوره چهارایوانی ، دارای ستون های عظیم و ایوان های بلند طاقدار است . تزیین اصلی بنا در این دوره گچبری است که دارای رنگهای متنوع بوده و طرح های آن ، سنت های قدیمی ایران در دوره ساسانی را یادآوری می کند . از مساجد این دوره می توان بهمسجد جمعه نایین اشاره کرد. این مسجد که هنوز مورد استفاده است قدیمی ترین مناره به یادگار مانده در ایران را داراست . نقشه آن نقشه یک مسجد ساده ستون دار است که از قدیم تا کنون دچار تغییرات زیادی شده است . مناره این بنا که در اصل بر بالای قاعده مربعی شکل قرار داشت با نمای مسجد هماهنگ بود اما چندی بعد با اضافاتی محصور شد . بدنه هشت ضلعی آن کاملاً بدون تزیین است و نشانه مرحله انتقالی از مناره های مربعی به مناره های مدور است، شکوه و جلال اصلی مسجد جمعه نایین در غنای گچبری های آن است .


در اوایل این دوره مساجد با طرح صحن روباز و ایوان های ستون دار ساخته می شدند که نمونه ای از معماری دوره اموی و به طور کل اعراب بوده است . در بناها بیشتر از خشت استفاده شده و ستون های یک پارچه بودند . رفته رفته تغییراتی اساسی در بنای ساختمان ، ایجاد و به جای خشت از آجر استفاده شد و دیگر ستون های یک پارچه به کار نرفت . ازویژگی بسیار مهم مساجد در این دوره آن است که سقف مساجد کاملا مسطح و مناره در خارج و یا در جوار مسجد ساخته می شد. و برای تزیین دیوارها از کتیبه هایی به خط کوفی بهره گرفته می شد .
ادامه مطلب
مسجد و محراب اگر چه در آموزه های دینی دارای جایگاهی منحصراً معنوی نبوده ( به ویژه محراب که اسم مکان از ریشه حرب است ) و بیشتر به عنوان پایگاهی برای پاسخگویی به غالب نیازهای مسلمانان برآمده بود ، به اندک زمانی با روحی که از لطافت ایمان و جذبه حضور درآمیخته بود به زیباترین بنای اسلامی بدل شد . به گونه ایی که شکل و ساخت مساجد در کشورهای اسلامی زیر بنای هنر و معماری اسلامی را تشکیل داد. معماری زیبا ، با کاشی کاری های هوش ربا ، کتیبه ها، گچبری ها ، معرق ها و دیگر عناصر معماری در هم آمیخت و معماری اسلامی را پدیدآورد که هم اکنون مایه فخر ومباهات ملل اسلامی و یکی از جاذبه های گردشگری این کشورهاست . نمونه هایی از این مساجد ، مسجد شیخ لطف الله در اصفهان و تاج محل در آگره هند است .
بازارهای همدان مانند بازارهای اغلب شهرهای قدیمی مسقفند و از بافت معماری اسلامی برخوردارند جملگی بازمانده دوره قاجاریه میباشند. جز نه راستا. بقیه در دو، سه دهه قبل به دستور مسؤولان وقت از باب تجدد گرایی سقف آنها را برداشته و با گذشت زمان صاحبان اماکن تجاری برای استفاده از زیر بنای بیشتر طرفین آنها را نیز خراب کرده اند. که با تیرآهن و دیوارهای تیغهای بازسازی کرده اصالت خود را از دست داده اند.
این بازارها در مرکز شهر قرار دارند و هر یک مختص یک نوع مال التجاره یا پیشه ورانی است که دارای حرفه مشترکی هستند از این رو مردم بر حسب احتیاجات خود میدانند برای تهیه نیازمندیها به کجا مراجعه نمایند. بعضی از بازارها مانند کاروانسراها در تملک اشخاص ثروتمند بوده که برای کسب در آمد بیشتری بنا شدهاند چنان که بازار قیصریه(بازار فرش فروشهای فعلی) را میرزا کاظم منشی قاجاریه در پشت کاروانسرای خود (کاروانسرای میرزا کاظم) ساخت که اکنون متعلق به چند تن از تجار میباشد. بر همین قیاس راستا بازارهای صحاف خانه. موتابخانه. کفشدوزخانه و ...
ادامه مطلب
دکتر هایده لاله
مسجد جامع «اشترجان » در 36 کیلومتری جنوب غربیاصفهان در منطقه لنجان واقع شده و به استناد کتیبههای تاریخی آن، در سال 715 به دستور خواجه فخرالدینمحمدبن محمودبن علی اشترجانی ساخته شده است این مسجد یکی از نمونه های نفیس معماری ایلخانی از اواخرسلطنت محمد خدابنده (اولجایتو) به شمار میآید.
در کتیبهای که نام بانی مسجد در آن آمده، از خواجهمحمد اشترجانی،، با عنوان «الصاحب الاعظم ملک الوزراءفی العالم» یاد شده است. وی که از مستوفیان و منشیان امیران ایلخانی بود چند هم حکومت لنجان را برعهده داشت. با این که «خواجه» در مقام وزارت نبود، درکتیبه های این بنا عناوین خاص وزرا به او داده شده است؛ ازاین رو گمان میرود این عنوانها در آن زمان تنها به وزیران اطلاق نمیشد و دیگر دولتمردان نیز آن را وام میگرفته اند.
ادامه مطلب
شهاب شهیری: شکوه و معماری ایران به ویژه در دوران اسلامی، به تزئین وآرایش آن بستگی دارد. هنرهای اسلامی از هنرهای تزئینی وکاربردی گرفته تا احداث زیباترین بناهای مذهبی، دارای اهمیت واعتبار ویژهای است. تزئیناتی چون آجرکاری، گچبری، کاشیکاری،حجاری و غیره در تمامی ادوار اسلامی رواج داشته و در هر دوره ای با امکانات آن دوره پیشرفت کرده است. هنرمندان این رشته ازهنرهای اسلامی با بهرهگیری از انواع نقوش نظیر نقوش وطرحهای گیاهی، هندسی و خطاطی بر روی انواع مصالح ساختمانی به معماری ایرانی اهمیت ویژه ای بخشیدند.
دو محراب بسیار زیبا و جالب توجه یکی مربوط به دوران سلجوقی و دیگری مربوط به دوره ایلخانی میباشد:
مشخصات اثر:
طول محراب: 140 سانتیمتر، عرض: 111 سانتیمتر،کتیبه ها: خطوط کوفی و ثلث، دوره: سلجوقی (قرن پنجمهجری قمری)، شماره اثر: 3286 مشخصات بالا مربوط به یک محراب کوچک سنگی از دورهسلجوقی است که از میمه اصفهان به موزه ملی ایران منتقل شده ودر موزه دوران اسلامی تالار سلجوقی (قرون 5 و 6 هجریقمری)به نمایش گذاشته است. قسمت اعظم محراب با آیات قرآن مجیدبه خط کوفی، سبک دورة سلجوقی و خط ثلث تزئین شده بر روی ستونهای کوچک و بزرگ و حواشی محراب و همچنین قسمت طاق مانند آن نقوش شاخ و برگ دیده میشود. نام سازنده محراب در بالا و پایین آن آمده است.
ادامه مطلب
معماری پنهان برج طغرل «برج طغرل شاهکار نجوم و هنر معماری ایران»
سرزمین ایران اقلیمی کهن با سابقه شگرف علمی همواره در صحنه تمدن بشری درخششی خیره کننده دارد و فرزانگان و اندیشمندان این مرز و بوم مهم بسزائی در گسترش اندیشه بشری و تبلوری از خلاقیتها و نمودی از شاهکارهای فکری اعصار را در منظر جهانیان به نمایش در آوردهاند آثاری که هر کدام در جای خود حکایت از فرهنگی غنی و پشتوانهای علمی بس محکم و اندیشهای پویاست.
آری ایران سرزمین تمدن و شاهراه تفکر انسانی، که این عبارت را در خور مدح خود کرده «هنر نزد ایرانیان است و بس» و یا در طنین وحی الهی از زبان پیام آور بزرگ دادار یکتا چنین حکایت شده «اگر دانش در ثریا مسکن گزیند مردانی بلند همت از دیار ایران به آن دست خواهد یافت» و این منت خداوند و تاج زرین الهی بر بلندای سرزمین ایران است و این زمزمه شکوه اندیشه ایرانی در برابر جهانیان است. که ایران نباشد تن من مباد. روز تاریخ سرزمین کهن ایران را از اعمال اعصار میپیماید و از ادوار متعهد یادگارانی را به همراه میآورد از سرزمین مغان و سرودههای زردشت مگذر، دیار شاهان و سلسلههای مختلف را میپیماید و با عنای و صفای مردمان عجین میشود، تا به دوران سلجوقیان میرسد. همواره در قرون مختلف پیران طریقت علم و اندیشه یاد سرداران و سلاطین زمان را با پدید آوردن آثاری جاودانه ، به تاریخ میسپارند. و فرزندان آینده را به پدران گذشته پیوند ناگسستنی میدهند. اگر طریقتگران بنیان آفرین دوران هخامنش نبودند و زیبائیهای شهر پارسه را نمیآفریدند چه پیوندی بین ما فرزندان این عصر با نیاکانمان در آن عصر بود. اگر شاهکارهای هنرمندان دوران و فرزانگان عهد صفوی نبود چه حلقهای و چه افتخاری و چه فرهنگی قابل مباحات باقی مانده بود که حکایت از تمدن ایران زمین کند.

ادامه مطلب
اصل داشتن محراب
محراب در واقع جای تجلی و حضور رمزی خداوند و ساکن کردن آن وجود نامتناهی در زمین است. در آیین مسیحیت، ساختمان های کلیسا (در معابد مسیحی قدیم این مسئله بیشتر به چشم میخورده است). منطقه بازی دارد که جایگاه حضوری رمزی خداوند در تمثال یا پیکره «مسیح مقدس» یا «باکره مقدس به همواره فرزند او» است. در این منطقه باز، که معمولاً نقش محراب مساجد را در سنت اسلامی دارد، زوایای منعطف هندسی با بلندای قابل توجه وجود دارند که بر هر یک نیز نقشی رمزگون از «صلیب مقدس» (توجه داشته باشیم که هندسه کلی معابد مسیحی نیز تقریبا در اساس آن، «صلیب گون» است) یا پیکره های مقدس مذهبی وجود دارد. رو به روی این منطقه باز، جایگاه نیایش «پدر مقدس» یا «روحانی آیین مسیح» است و «سرود خوانان مذهبی» نیز تقریبا بر آستان همین منطقه میایستند. در واقع محراب در سنت مسیحی و سایرسنتهای دینی،
ادامه مطلب
اصل داشتن شکلی از گنبد
به استناد قول بیشتر هنرنگاران که در سنتهای مختلف مذهبی و دینی تحقیق کردهاند و نیز به اتکاء مشاهدات، کمتر معبد یا حرمی را میتوان سراغ کرد که در ساخت آن، شکلی از گنبد بهکار نرفته باشد. آنگونه که پیشتر گفتیم هنرِ ساخت معابد که اولیترین هنر مقدس بهشمار میآید، تکیه بر آیینهای رمزی مختلفی دارد که در سنتهای مختلف متفاوتاند و نیز آنگونه که برشمردیم در ساخت معابد مشترکاتی وجود دارد که گاه همچون شکل تزیینات و شمایلنگاریها تفاوتهای اندکی نیز دارند؛
اما اصل داشتن شکلی از گنبد تقریبا در چهار آیینِ برشمرده و حتی آیینهای پراکنده دیگر، بر رمزهای مقدس، تقریبا بر یکسانی مبتنی است. معبد در واقع براساس آنچه پیشتر ذکر آن رفت به نوعی مرکز روحانی جهان (عالم) بهشمار میرود و این مرکز روحانی عالم، بهطور قاعده باید تفاوتی به لحاظ ارتباط با ساحتهای دیگرِ «وجود» (ماوراء طبیعت) داشته باشد. اگر معبد (کلیسا، معبد، مسجد) و هر مکان عبادت دیگری را بهدرستی و با پیشزمینههای بایسته نظری در پیش چشم آوریم، اصل ساختمانِ بنا، مرکزیت عالمی است روحانی، و گنبد، قبّهای یا برآمدگی است که بهطور عموم به شکلهای نیمدایره (دایره غیر کامل) و مخروط بر مرکزِ این مرکز ساخته میشود. در واقع گنبد در تمام شکلهای آن و در سنتهای مختلف بهعنوان محور عمودی (ارتباط) عالم بهشمار میآید که در مرکز معبد قرار میگیرد (توجه داشته باشیم که هرجا گنبد قرار میگیرد مرکز است و نه اینکه بهطور ضروری گنبد در مرکز فیزیکی بنا قرارگیرد؛ گو اینکه در بسیاری موارد بهخصوص معماری غرب جهان اسلام، معابد هندو و کلیساها سعی بر رعایت این قاعده بوده است).
ادامه مطلب
اصل داشتن تطهیرگاه (مکان تغسیل)
آنگونهکه برای ورود به حرم، آمادگی روحانی و معنوی لازم بود، شایسته است جسم طبیعی نیز پیش از ورود به حرم و مورد خطاب قرار گرفتن از آلودگیها تطهیر شود و پاک و پیراسته گردد. بیرون از جهان روحانی حرم، آلایندههای جسمانی فراوانی وجود دارند که توان گزند رساندن به طبیعت پاک و مطهر انسان را دارند. حتی اگر انسانی در جهانِ بیرون حرم، به آلودگی هم دچار نشود، نیازمند آن است که برای ورود به حرم جسم خود را تطهیر کند. تطهیر جسم که در سنتهای مختلف به شکلهای مختلفی صورت میبندد، خالی از کنایتی روحانی نیز نیست. نکته ظریف تطهیر جسمانی میتواند این باشد که به اندازه مسئولیت جدیدی که قرار است این جسم جدید بر دوش گیرد، باید خالی از غبارهای ماده و خاشاک و خس تعلق باشد. در واقع تطهیر کردن جسم، لزوما شستن و پاک کردن پلیدیها نیست تا چنانچه جسمی پاکیزه باشد، به آن نیازی احساس نشود. تطهیر جسم بیشتر و شاید در حد مساوی زدودن کنایهوار و لطیف غبار و پلیدی تعلقات است؛ تا جوهر جان آشکار و بی غبار گردد. غسل تعمید در آیین مسیحیت، در واقع، فرد را مستعد و دارای قابلیت پذیرش کیفیات روحانی و معنوی میکند و اگرچه ممکن است در ابتدای تولد باشد، اما تا انتها او را مستعد نگاه خواهد داشت و رمزی خواهد بود از اینکه جان و تن همواره همراهاند و آمادگیشان باید توأم باشد و بدینگونه کلیسا محلی خواهد بود برای تطهیر تن و جان و پای گزاردن به حریم امن. شستشوی تن در آیینهای هندو و بودایی نیز خالی از کنایاتی معنوی نیست. آنکه خود را و تن خود را به آب مقدس میسپارد و در رودخانه مقدس، آیین تطهیر بهجا میآورد، در واقع خود را از علایق و تعلقات، پیراسته و پاکیزه میسازد و شستشوی پا و دست نیز آیین و رمزی دیگر است که در معابد و حاشیههای آنها صورت میگیرد. در مساجد اسلامی نیز همواره و بدون استثنا مکانی برای تطهیر وجود داشته است. مساجد قدیم در سنت اسلامی، بهخصوص در شرق جهان اسلام همواره در اطراف و محیط بیرونی دارای چاه آب یا قنات و یا حوض آبنمایی بودهاند که مسلمان به نیت تطهیر تن، در آنها وضو میساخته است و دست و پا و صورت و سر را که در واقع جوارح فعال در بدن هستند میشسته است و از شرک و کفر و گناه و تعلقات پاک میساخته است. (چشم را از تعلقات، زبان را از گناههای بیانی، دهان را از حرامخواری و دست و پا را از گناههای فیزیکی و...). و اینهمه در سنتهای مختلف همواره با تطهیر روح و آمادگی روحانی برای ورود به حرم همراه بوده است.
اصل داشتن شبستان و ورودگاه
در هیچ یک از آیینهای مختلفی که تا امروزه بشر آنها را به تجربه دریافته و درک کرده است، ورود به حرم و خروج از محدوده «تجربه بی واسطه روحانی»، بی مقدمه و مؤخره فرض نشده است. کمتر آیینی میتوان یافت که در آن، انسان پرستنده به ساحت حرم پای گذارد بیآن که قبل از ورود، واجد آمادگیهای روحی و جسمی شود بر اساس مفروضههای معنویِ بیشتر آیینها، برای ورود به حرم و واقعشدن در «محدوده روحانی بیواسطه»، ابتداباید در محیطی بینابین قرارگرفت.
جهانِبیرونِ حرم و محدوده آن، جهانی است که تا حدود زیادی خالی از محرّکها و انگیزهسازیهای معنوی است و مکان اصلی حرم نیز، جهانِ خالصِ پرستش و جایگاه مورد خطاب واقع شدن است؛ یعنی جهانِ نابِ روحانی. به همانسان که نمیتوان شیشه را از ظرف آب سردی به یکباره خارج کرد و در ظرف آب گرم فروبرد، نمیتوان توقع داشت ورود از جهان «بیگانه با معنویت» یا خالی از جواهر معنوی و روحانی، به جهان نابِ روحانیت و محیطِ خالصِ پرستش (توجه کنید: مکان رمزی حضورِ خدا در صبیعت) نیز بی مقدماتی ممکن باشد.
ادامه مطلب
احداث پروژه «ابرجالبیت» در جوار مسجدالحرام، آثار تخریبی گستردهای بر جا میگذارد و باعث به وجود آمدن خسارات زیادی به مسجدالحرام و بافت معماری اسلامی این شهر میشود.
ادامه مطلب
نگاره فروهر در فرهنگ ایرانی نشانه دو نماد میهنی و دینی است.
این واژه در زبان اوستایی فْـرَوَشی (fravashi)، در زبان پارسی هخامنشی فْـرَوَتی(fravati)، و در زبان پهلوی فْـرَوَهْـر (fravahr) خوانده میشود.
بایستهاست که بدانیم فروهر جایگزینی برای اهورامزدا نیست.
نماد فروهر
نماد میهنی
از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیزچنگ و بلندپروازی نشان میدهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند.
عده ای ناآگاه نماد فروهر را نماد (اهورامزدا) خداوند خطاب میکنند . ایرانیان هیچ گاه از خداوند پیکره و بت نساخته و همیشه به یکتا پرستی مشهورو معروف بودند و هستند.
نیاکان ما از چند هزار سال پیش دریافته بودند که هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده که پویندگی و بالندگی انسان از کوشش و جوشش آنهاست.
ادامه مطلب
معماری اسلامی همواره در پی آن بوده است که فضایی بیافریند که در آن پیوسته بر سرشت گذرای اشیای مادی تاکید شود و تهی بودن اشیا ملحوظ نظر قرار گیرد. اما اگر قرار بود اشیاغیر واقعی و هیچ باشند در آن صورت اصولا شیی وجود پیدا نمی کرد و هنری در کار نبود تا درباره آن بحث و گفتگو به میان آید. اما واقعیت امر در تمامیت خود فراگیرنده اشیا به مثابه بازتابها و جلوه های مثبت مراتب والاتر هستی ، و نیز خود حقیقت مطلق است. لازم است بر هر دواین جنبه مؤکدا تاکید گردد. یکی با فضای خالی متناظر است و دیگری با ماده ، فرم ، رنگ و..مثبت که در اثر هنری به کار می آید. این در خویشاوندی بسیار خوشایند در مجاورت یکدیگر صد البته تجسم بخش هستی کامل هر شیی ، زداینده عدم واقعیت آن و نشانگر واقعیت ذاتی آن در جایگاه جلوه ای مثبت و کلیتی هماهنگ هستند. مجاورت این دو بعد را در هنرهای تجسمی بروشنی و به شیوایی هرچه تمامتر می توان دید: آنجا که فضای منفی و و فرم مثبت به طور برابر دربردارنده سهمی بنیادی هستند. نقشهای اسلیمی این مجال درخور توجه را بدست می دهند تا به قلب ماده سرایت و رسوخ کند ، تیرگی را ازآن بزداید وآن را در برابرانوار الهی چشم نواز سازد و شفاف کند. اسلیمی ها به گونه های مختلف ، فضای خالی را در هنر اسلامی رقم می زند و اشیای مادی را از آن سنگینی نفس گیرشان آزاد می سازد و به روح مخاطب فرصت و فراست و رخصت پرواز می بخشد. توسعه و تکرار موسیقیایی این نقوش است که از ثابت ماندن نگاه در یک نقطه جلوگیری می کند و به نگاه و نظر ، مجال حرکت می دهد. همچنین بسیاری از هنرها (همچون نقاشی و مجسمه سازی و..) از دامان معماری برخاسته اند واین نشان می دهد که در عرصه تاریخ تحلیلی هنر معماری دارای محوریت منحصر به فردی می تواند باشد.
روح انسان تجربه هبوط و استقرار و سکونت را بیش از هر هنر دیگری در معماری احساس کرده است. این معماری است که در طول تاریخ همچون نمادی مادرانه انسان را در بر گرفته است و بنابراین با معنوی ترین عر صه های وجود بشر پیوند و قرابتی تمام عیار داشته است. همین جنبه های معنوی وشهودی معماری است که آن را با مدنیت انسان مرتبط و همداستان کرده است.
ادامه مطلب
هم ازاین روی است که تهی بودن در هنر اسلامی مترادف تجلی امر قدسی است.
انسان در اسلام مقیاس همه چیز نیست. معمار مسلمان با اسلام خود ، یعنی با سرسپردگی خود به مشیت الهی ، تصدیق می کند که خدا معمار اعلاست. بنابراین رابطه معمار و فضای دور و بر او رابطه ای مبتنی بر تعظیم است نه تکبر. ازاین رو ، اگر باید تأثیری در این محیط مادی برجای گذارد ، این تأثیر باید با خضوع صورت گیرد نه باحس بی اعتنایی به نظم طبیعی وجود.
معماری سنتی اسلامی این آگاهی راکاملا منعکس می کند. هرگز هیچ موضعی حاکی از تعارض یا بی اعتنایی ، یا تسلط بر محیط اطراف در کار نبوده است. این را در انحنای گنبد و اشکال سیال طاقها ، کنگره های خط افق و فرورفتگی و پیش آمدگی های دیوارها می توان دید که به بنا امکان تعادل درزیبایی بافضای دور و بر می دهد. حتی فضای درونی بنا و حیاط آن (مجازاً قلب بنا) گشوده به روی آسمان است و این نمودگار عروج قلب به سوی عالم بالاست.
عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا، درکار او ، ازطریق تنویر توده مادی منعکس می شود. این توده مادی باتکنیکهای تزیین که آن را از نظر می پوشاند ، وتوجه را به ساحت رنگ و طرح هندسی و اشکال اندامی جلب می کند ، زیبایی می یابد. این تزیین را باید تجلی نظم والاتری از وجود ، ونه صرفاً استعمال سطحی الگوها ، دانست. تغییر توده مادی معماری از طریق تزیین ، نماینده وجه نفی لااله است ، درحالی که تمرکز بر توحید الهی ، نشاندهنده اثبات الاالله می باشد.
ادامه مطلب
معماری اسلامی دارای مولفه های خاصی است که به آن حقیقتاً استواری ، زیبایی و سودمندی بخشیده ؛ که ازآن جمله است:
جهانشمولی و انعطاف پذیری
از جمله مولفه های ارجمند معماری اسلامی جهانشمولی و انعطاف پذیری آن در بهره مندی از عناصر ارزشی معماری اقوام و سرزمینهای مختلف است. این انعطاف پذیری و طرد جزمیت اندیشی از ویژگیهای قابل توجه و دستورات موکدآیین آسمانی اسلام است. [10]
سیری اجمالی در تاریخ معماری می تواند ما را به نحو مطلوبتری با حقیقت معماری اسلامی آشنا سازد:
می دانیم امپراتوری روم در سالهای 395و410 میلادی بعد از جدایی و سقوط امپراتوری روم غربی منحصر به روم شرقی (بیزانس) شد. آنگاه با اعمال برخی تصرفات و تحولات ، هنر مسیحی بیزانس را پدید آورد. بیزانس در دوره امپراتوری یوستینیانوس به اوج شکوفایی خود رسید ؛ بزرگترین تجلی این شکوفایی را می توان در کلیسای ایا صوفیه یا هاگیاصوفیا (که درزبان یونانی به معنی حکمت مقدس است) مشاهده کرد. نکته قابل تامل این است که هنر مسیحی در منطقه ای رحل اقامت افکنده بود که مهد یکی از عظیم ترین عرصه های هنری جهان یعنی هنر یونانی رومی بود. اینجاست که هنر مسیحی ، هنر یونانی رومی را به عنوان ماده قابل خود اخذ می کند.
متفکران مسیحی آثار هنری را تجسم لاهوت در ناسوت می دانستند و بر اساس این باور ، هنر را ، ودیعه ای مقدس معرفی می کردند و برای آن منزلتی خاص قایل بودند؛ آنان تصویرهایی را که هنرمندان بر اساس روایات و قصص انجیل پدید می آوردند محق احترام می دانستند. بدون تردید بیزانس ، زاده ایمان مسیحی هنرمندان و خواست ارباب کلیسا بود واین مهم درتار و پود آثار هنری تنیده و بافته شده بود ؛ مثلا:
معماری بیزانس بر زمینه ای صلیبی شکل وبا هندسه ای مایه و پایه گرفته از محتوای فراخوان کشیشان و راهبان کلیساهای عظیمی را به وجود آورد. معماران بیزانس حتی گاه با جرح و تعدیل معابد یونانی رومی به ایجاد کلیسا می پرداختند. [11]
علاوه برهنر و معماری بیزانس (که بر عنصر تزیین ، بخصوص موزاییک و وفاداری به مضامین دینی سخت علاقه مند بود) معماری اسلامی در همسایگی زمانی معماری ایرانی هم بودومی دانیم که :
ادامه مطلب
معصومه عطایی:کتابخانه تبیان
هنر مقولهای دینی و متعالی است و همواره در بستر حقیقت و زیبائی جریان دارد.
از دیدگاه ادیان، کلمه دنیا بر هر چه پست و به دور از روح متعالی است، اطلاق میگردد. و آنچه جاوید و سرشار از حقیقت و زیبایی و خیر است، اُخری نامیده میشود.
هنر سعی میکند تا به دنیا رنگ قداست بخشیده و آن را به صورت اُخروی بیاراید، قداست شاخصه جوهری ادیان است و مفهوم تقدّس از آغاز حیات آدمی در روح و اندیشه او جای داشته است. از آغاز حیات معرفتی انسان، هنر پیوسته در دامان ادیان پرورش یافته و اوج و تعالی خود را پیموده و میپیماید. چنان که مراسم مذاهب ابتدائی همراه با آرایشها، سرودها و رقصهای ویژهای بوده است. برای مثال در فیتیشیسم که از ادیان ابتدایی بشر بوده ـ و کسانی چون اسپنسر آن را دین عمومی بشر میدانند ـ مهرهها و اشیاء (فیتیشها) به وسیله پیروان آراسته و یا نقّاشی میشدند.
ادامه مطلب
معماری اسلامی ، مدرسه سودمندی برای مطالعات معمار مسلمان امروز است. چرا که عناصر تشکیل دهنده آن ، قرنها مورد تأمل و تدبر آفرینندگان آن قرار گرفته و خیال منفصل معماران برجسته به نیکوترین وجه ممکن در آن جلوه گر شده است. معمارانی که صرفاً بر اساس ارضای ذوق و بیان مهارتهای خود عمل نمی کردند و اصلی ترین جهت آنها باقی گذاشتن نمادهای منوری بوده است تا طی آن ملکوت در خاطره ملک زنده گردد و ذوق ابدیت در ذائقه مخاطبان بیدار شود. معماری برای این متعبدان مشعل افروخته دلسوخته یک حرکت سازنده عبادی و صورت عرفانی به شمار می رفته است. برای همین است که فرزانگان روشن ضمیر ما عقیده داشته اند که آثار هنری گذشته ، هرگز با غایت یک تلاش خاص هنری خلق نشده اند و هر چه هست آنها را نمی توان مستقلاً آثار هنری نامید آنها مصنوعاتی هستند که گر چه به کار زندگی می آمده اند و با همین قصد نیز ساخته شده اند اما در اصل حسن و بها حق با واسطه انسان در آنها جلوه کرده است. تا آنجا که حتی انسان مغرور با همه غفلتها واماندگیها و فلک زدگیهای خویش ، آن جلوات را باز شناخته و این اشتباه را نکرده است که هنر را امری مختص به چند قرن اخیر به شمار آورد. آثار هنری گذشته هر چه که هست ، کاسه و کوزه و کتاب و شمشیر و گلیم و قالی و مسجد و مصلی ، نه اشیایی اند که حد وجودی و تشخیص ماهوی آنها این باشد که آثار هنری هستند و هیچ قصد و نیت و غایت دیگری در ایجاد آنها دخالت نکرده است.
در جهان آفرینش نیز ، طبعاً هیچ چیزی موجود نیست که فقط زیبا باشد و لا غیر. زیبایی ، وصف است برای اشیا دیگر ، نه آن که خود نوعی وجود باشد. در گذشته همه انسانها از این حق برخوردار بوده اند که هر که هستن ، پیشه ور یا صنعتگر ، کوزه گر یا کاسب و یا معمار ، بتوانند در هنر به کمال غایی وجود خویش دست پیدا کنند ، نه آن که این حق ، تنها مختص به جماعت هنرمندان باشد.
ادامه مطلب
حساسیت نسبت به جهات
جهت برای معمار مسلمان پرمعنی و انگیزه ساز است: حکیمان اسلامی اصلاً شییء بی جهت را موهوم می دانسته اند و آن را وقعی نمی گذاردند: فرد مسلمان به هنگام نماز در هر کجا که باشد به سمت قبله - کعبه - نماز برپای می دارد و می دانیم که اگر جهت نماز گزار درست نباشد کل نماز او باطل خواهد بود. همچنین در زیارت قبور ائمه اطهار علیهم السلام این مهم به نیکی جلوه گر است.
در فلسفه اسلامی بر چهار جهت اصلی تاکید بسیار شده است. که این خود در معماری منجر به ایستایی و اعتدال در فضا می گردد. علاوه بر این در نظر داشتن جهت های اقلیمی نیز همواره ملحوظ نظر معمار بوده است.
در غالب مساجد ، رویارویی اهمیت جهت قبله و تاکید بر بی جهتی و بی حرکتی و توازن و تعادل در فضا ، بسیار ارزشمند است. تعادل و توازنی که در فضای مساجد به چشم می خورد نیرو و کشش خاصی به سوی سمتی ، کنجی و گوشه ای را در انسان ایجاد نمی کند بلکه با ایجاد آرامش درونی ، آدمی را مهیای سیر هر چه بیشتر در عوالم درون خود می کند و به تدبر و تفکرش وا می دارد تا همواره به یاد پروردگاری باشد که ماورأ جسم و ماده و جهت است. در مسجد ، پروردگار متجسم و متجد نمی شود و همه جا محضر اوست.
این اندیشه با ارزش ، فضای مسجد را در بی جهتی مادی خاصی غرقه ساخته است.
در مسجد امام اصفهان ، معمار ، فضایی سرشار از آرامش و توازن پدید آورده است. او در عین این که با چرخشی لطیف ، مجموعه بنا را در سمت قبله همچون انسانی که با تمام وجود به جانب پروردگارش به نماز ایستاده قرار داده ، اما در اولین نگاهها به نظر چنان نمی آید که مسجد به جهت خاصی متمایل است. کل بنا در ورودی به سوی مقدس ترین جهت قبله می چرخد اما این چرخش مانع شکسته شدن فضاهای کامل درونی و فروپاشی توازن و بی جهتی فضاهای مسجد است.
تقارن
اگر چه تقارن و کارآییهای آن با معماری اسلامی آغاز نمی شود و پیش از آن - خاصه در معماری ساسانی - در مناطقی چون بین النهرین مصر و یونان رواج داشته ، اما معمار مسلمان آن را به منظور تسری تکامل در اشیا و اجسام ، اعطای زیبایی شگفت انگیز و شگرف ماورا الطبیعی و تداوم خوش آهنگ انگاره ها در ذهن بیننده ، به گونه ای بسیار پرورده تر و استادانه تر از گذشتگان به کار می گیرد. هر نقش ساده ای که بر دیواری می نشیند ، هر جزء و هر رکن خود را ملزم به رعایت تقارن می بیند. این مهم سبب شده است که معمار همواره از عدد فرد بهره می گیرد. برای همین است که خانه ها ، چه بسیار به سه دری ، پنج دری ، و هفت دری بر می خوریم و هر عنصری تقارنهای خود را با شکوه بی بدیلی در مجاورت و مشابهت خود ایجاد می کند.
معماری اسلامی از جنبه تنزیهی برخوردار است ، با این تنزیه و عدم تفرد و تمرکز معنوی در وجود واحد ، بنای پدید آمده با اسقاط افاضات و تعلقات ، صورتی شاخص و درخشان پیدا می کند ، هر چند که معمار به تقدیر به اصل مراتب توجه دارد: در کلیساهای بزرگ ، شبستان دراز و مستطیل شکل ، راهی است که انسان را از عالم خارج به سکوی مخصوص عبادت در کلیسا هدایت می کند و گنبدهای مسیحی یا به آسمان صعود می کنند یا به سکوی عبادت در کلیسا نزول می نمایند و کل معماری یک کلیسا برای مؤمن مسیحی ، حاکی از این معناست که حضور ربانی از اجرای مراسم عشا ربانی در سکوی عبادت- تنها - فیض می یابد ، درست به مانند نوری که در میان تاریکی می تابد. بر خلاف کلیسا که همه چیز در سکوی عبادت متمرکز است هیچ فضایی از مسجد بر فضای دیگر برتری ندارد و مؤمن می تواند حضور خداوند و الطاف او را در همه جا بنگرد.
معمار مسلمان می کوشد تا فضایی بیافریند که طی آن انسان ، خاطرات باغ ملکوتی خود را که روزگاری از آن دور افتاد در برابرش زنده ببیند و به عالم سرمدی که بری از محدودیتهای این جهانی است متوجه شود و در پی حقیقت گمشده اش به مکاشفه ای عارفانه بپردازد: جهان خیرها ، خوبیها و زیباییها ، جهانی که در آن از آلایش اصنام و آمیزش اجسام رهاست ، معمار در این جا از تصاویری که قرآن در خصوص بهشت ارائه می فرماید کمال بهره ممکن را می برد و فضای مطلوب خود را بر شالوده اش طراحی می کند: باغ ، یک تجسم پرشکوه این جهانی از بهشت ازلی است: جویهای روان، درختان درهم تنیده شده بی خزان ، کوشک مرکزی ، و.... یادآور تصاویر بهشت در قرآن و احادیث هستند. البته معمار دریافت هنرمندانه خود را از بهشت تنها به باغ معطوف نمی کند بلکه او در همه فضاهای دل ساخته و جان پرداخته اش می کوشد تا از عالم خاک خروج و عروج کند و به فضاهایی پرمعناتر ، برتر و وسیع تر راه یابد و از هر چه تغییر خاکی است به تهور و تعبیر افلاکی نقب بزند: فضایی متعالی ، برانگیزاننده ، برین و بی زمان. او برای تجسم بخشیدن به چنین فضایی ، اصول و موازین منحصر به فردی را در ساختار بنا به کار می بندد. موازینی که در اصل انتظاماتی برگرفته از آن جهان معقول هستند. همان جهانی که از آن هبوط کرد و پیوسته دغدغه هایش را در راستای الحاق به آن سامان بخشیده است. پس عجب نیست اگر بکوشد حاصل دل و دست خود را به ناب ترین ، متعال ترین و متوازن ترین حالات ممکن برساند و تا می تواند خصایص خاکی - نقص و نقض ها را - از آن بزداید. توجه به نظم و رعایت پیوسته تناسب ، او را به سوی هندسه ای خالص ، خاص و دقیق فرا می خواند.
ادامه مطلب
رنگ ، مهمترین و پرمحتواترین بُعد هنرهای اسلامی است:
در فرهنگ اسلامی ما رنگ و زینگهای رنگی (لون ها) [36] نشانه هایی هستند از وجود ذات باریتعالی برای کسانی که نعمتها و آیات خداوند را یادآور می شوند و به آنها می اندیشند:
« و ماذأ لکم فی الارض مختلفا الوانه ، ان فی ذالک لایه لقوم یذکرون » [37]
در آیات دیگری ، رنگارنگی آفرینشهای الهی نشانه هایی برای کسانی است که آگاهند ، دانایند و دانشمند. یادآور شدن نعمتهای الهی و اندیشیدن، نخستین گامهای آگاهی و دانش است:
« و من ایاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ، ان فی ذالک لایات للعالمین» [38]
ادامه مطلب
به طورکلی هنرمند مسلمان درتزیینات ، کمترازسنگهای قیمتی وفلزاتی چون طلاونقره استفاده می کند واین امربه نظرمی رسد که برتراویده ازاعتقادراسخ اونسبت به پرهیزازتجمل دنیوی باشد. برای همین است که درتمدن اسلامی ، سفالینه های لعابداردرخشان جایگزین ظرف های زرین وسیمین ادوارگذشته می شود.

تزیین در اینجا پوشاننده حقیقت و ترفندی برای زیبا نمایی و قلبِ جوهر (ذات) نیست ؛ بنابراین با تزیینات دنیایی که نوعا به منظور استتار باطن معیوب و اغوای مخاطبان به کار بسته می شودتفاوتهای اساسی دارد. تزیین در اینجا هماهنگ سازی مصالح با فرم کلی می باشد و همچنین ایجاد طراوت و درخشش در بنا. در تزیینات اسلامی ، فریب تصویری و یا تفاخر هنرمند وابهت آفرینی های کاذب مد نظر نیست ؛ بلکه قصد آن است تاسکون وسروری که لازمه عبادتگری است پدید آید و جوهره اعتقادی بنا بروزی دو چندان یابد.
ادامه مطلب
کاشی شامل قطعات سفالینی است که به طرزی خاص شکل داده و سوار می شود تا با ایجاد برخی اشکال برای مکانهای ویژه مناسب باشد. کاشی ، نوعی تزیین گرانتر از گچ بری بود که به طرحها ، برجستگی بیشتر می داد و به خصوص بین انواع طرحها تضادی افزون تر ایجاد می کرد.
البته در دوران پارتها در آسیای مرکزی این تکنیک شناخته شده بود و پیدایش دوباره آن را در قرون وسطی در آسیای مرکزی و افغانستان مشاهده می کنیم. نمونه های جدید استفاده از این شیوه در مرکز ایران به طور مداوم آشکار می شود و یک نمونه آن گنبدی شمالی متعلق به قرن یازدهم در اصفهان است.
ادامه مطلب
واژه بنا نهادن به معنای بن بخشیدن ، پی نهادن ، و آفرینش دوباره بر اساس طرح واندیشه از قبل تعیین شده است.
واژه یونانی که لاتینی شده آن آرشیتکت است خود ترکیب جالب توجهی از دو واژه آرشه ، به معنای بن و منشا (و همچنین پی افکندن بر اساس مبنا و اصلی مشخص و معلوم) و کلمه تخنه به معنی هنر می باشد.
تخنه ریشه ای هند و اروپایی دارد و از فعل تیکتو و تخنائومه به معنی آفرینش ساختمند و ماهرانه بر تراویده است. هرچه بیشتر به وارسی واژه آرشی تکتونیکی یا آرشیتکت بپردازیم بیشتر به جامعیت معماری و پیوند های عمیق و نا گسستنی آن با هنر پی خواهیم برد:
معماری با معنای آفریدن (وطبعا هنر) ، ساختن ، پروردن خویشاونداست.
مارتین هیدگر [1] با تکیه بر همین معنای کهن هلنی پوئزی poesy واژه هنر را از جنس آفریدن ، فراآوردن ، فرآوردن ، فروردن و پروردن دانسته و گفته است که معماری از سنخ هنرهایی است که استعداد پروردن (نیروی آفرینشگری) انسان در آن به اوج جامعیت خود می رسد. [2]
ادامه مطلب



photo : photoyas.comمسجد نصیرالملک شیراز
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...




